بهت توصیه میکنم نری ادامه ی مطلبــــــــــــــــــــــــــــ
برچسب: نویسنده: یزدان تاريخ: يکشنبه 31 خرداد 1394 ساعت: 19:54
پروفایلم فعاله دوستان
برچسب: نویسنده: یزدان تاريخ: شنبه 16 خرداد 1394 ساعت: 15:17
ایلیننننننننن جون که من همه چیشو میدونم 
اسم : ایلین بهترین خصوصیت : مهربان
فامیلی: ------ بدترین خصوصیت:لجباز
رنگ مورد علاقه : سیاه خصوصیت ظاهری : خوشگل!
رنگ چشم:سبز ورزش مورد علاقه:تنیس
قد : 165 غذای مورد علاقه : کراکت مرغ
وزن :42 دوست پسراش : فعلا کیا است
مرمممممم جون که من همه چیشو میدونم
اسم : مریم بهترین خصوصیت : دست و دلباز
(من مریم صداش میکنم اسم اصلی اش ماندانا)
فامیلی : ------------ بدترین خصوصیت : یک دنده
رنگ مورد علاقه : قرمز خصوصیت ظاهری:خوشگل!
رنگ چشم : ابی ورزش مورد علاقه : شنا
قد : 166 غذای مورد علاقه : ته چین
وزن : 43 دوست پسر:من فعلا (قبلا شخصی بنام ایدین)
کی بهتره به نظر شما ؟ ماندانا (مریم) یا ایلین ؟
برچسب: نویسنده: یزدان تاريخ: شنبه 16 خرداد 1394 ساعت: 15:12
این عکس مریمه در 13 سالگی .............قبلا بهم تو وایبر داده بود.ایلین هم داشت دیوونه میشد

کی خوشگل تره ؟ ایلین ؟یا مریم؟
برچسب: نویسنده: یزدان تاريخ: شنبه 16 خرداد 1394 ساعت: 0:30
کم کم احساس میکنم عشقم به ایلین تبدیل به دوست داشتن معمولی شده . خواهرم یگانه به من میگه دو تا تون روانی هستید .....! خلاصه من با مریم دوس دختر سابقم هم هستم . اون امروز اومد پارک دم خونمون و منم اومدم.بعد گفت عاشقمه و سوار تاپ شد و من هولش دادم و کلی عشق کردیم . مریم واسه من خیلی ارزش داشت اما ایلین بیشتر ....الان نمیدونم چی شده
من با مریم 4 سال بود دوست بودم حتی منو بوسیده بود و منم اونو . چه کار کنم؟ایلین یا مریم ؟

برچسب: نویسنده: یزدان تاريخ: جمعه 15 خرداد 1394 ساعت: 18:57
ایلین تقریبا شبیه این دختره ، چشماش سبز ، موهاش قهوه ای ، خیلی عشقه من عکسشو بگیرم حتما میذارم . از خصوصیاتش میشه گفت لجباز ، مهربان ، یک دنده ، خوب عشوه میاد و ادم عاشقش میشه
راستی پروفایل من فعاله
توسط یزدان عاشق و دل باخته
برچسب: نویسنده: یزدان تاريخ: جمعه 15 خرداد 1394 ساعت: 18:41
امروز از شمال برگشتیم و من در کنار ایلین که خوابه دارم مینویسم
کیا بهش زنگ زد وقتی خواب بود و اس داد.من اس رو خوندم نوشته بود عشق من امشب میای؟دلم واست تنگ شده و دلتنگم . رابطه ات با یزدان چجوره ؟
منم سریع اس رو پاک کردم چون طاقت ندارم ببینم ایلین جوابشو میده.الان دستش تو دستمه و بهترین حس دنـــــیا رو من دارم
برچسب: نویسنده: یزدان تاريخ: جمعه 15 خرداد 1394 ساعت: 11:56
امشب در شمال قراره کنار ایلین تو ماشین باشم اخه اونم میاد با ما ....من یک خواهر به نام یگانه دارم 13 سالشه اونم به من همه چیو درباره حرفایی که ایلین دربارم زده میگه . جانمی جان امشب پیش عشقم میخوابم![]()
برچسب: نویسنده: یزدان تاريخ: جمعه 15 خرداد 1394 ساعت: 2:25
اگر نظرات رو مشاهده کنید ، ایلین اومده نظر گذاشته و خیلی بده ....میتونید ببینید که از من متنفر شــــــــــده ....ادرس این وبو دادم بهش تا بفهمه من چقددد دوسش دارم نه اینکه ازم متنفر شه
![]()
![]()
![]()
یزدان عاشق مینویسه
برچسب: نویسنده: یزدان تاريخ: پنجشنبه 14 خرداد 1394 ساعت: 23:48
بی تو تمومه زندگیم 
بی تو تمومه زندگیم
بری من چه کار کنم ![]()
ای پریــــــــــــــــــ زندگیم
تو نرو با کیا بیا با من![]()
اون تو رو نمیخواد
عاشقتم دوست دارم![]()
پسرعمتـــــــــــــــو بخواه عشقم
این شعر رو تو وایبر به ایلین زدم زیرش نوشته :
من نمی خوامت .........بی من زندگیت شیرین تره
برچسب: نویسنده: یزدان تاريخ: جمعه 15 خرداد 1394 ساعت: 2:27
به این عکسها نگاه میکنم ، من میمیرم و زنده میشم
ببخشید این پایینی اشتباه اومد،واقعا باید مرد!
برچسب: نویسنده: یزدان تاريخ: پنجشنبه 14 خرداد 1394 ساعت: 23:31
ایلین وقتی 12 سالش بود پدرشو ازدست میده . در 10 سالگی هم بیماری بدی میگیره برای همین بعضی وقتا از گلوش خون میاد . اون شب هم از گلوش خون اومد و من ترسیدم که از دستش بدم..خدایا کمک کن خوب بشه من بدون اونممممممممممیرم![]()
![]()
![]()
کیا ازت متنفرم خیلی متنفرم عشقمو ازم گرفتی
فکرشو میکنم میبینم تنها واسطه دشمنی منو کیا ایلینه اگه ااون نبود ما خیلی باهم رفیق بودیم اما دنیا بدون ایلیننننننننننننننننننننننننننن نمیشه 


برچسب: نویسنده: یزدان تاريخ: پنجشنبه 14 خرداد 1394 ساعت: 23:29
میخوام یک روز به ایلین بگم که دوسش دارم . واقعا کسی رو ندیدم که عاشق دختردایی اش باشه
به نظرتون چه کار کنم؟ این عکس شب تولد کیا است که اومد خونه ما وقتی با هم رسیدیم گذاشت ازش عکس بگیرم تا شبا بهش فک کنم
دختر دایی منو چش نزنی میخوامش
برچسب: نویسنده: یزدان تاريخ: پنجشنبه 14 خرداد 1394 ساعت: 23:22
بعد اون ماجرا ، ایلین کیا رو جلوی من بوسید و من گفتم دارید چی کار میکنید گفت عشق بازی ......گفتم مگه تو با کوشا نیستی گفت یک نقشه بود تا من برم با کیا و تو نباشیییییییییییییییییییی![]()

برچسب: نویسنده: یزدان تاريخ: پنجشنبه 14 خرداد 1394 ساعت: 23:06
بعد از اون شب رویایی که در رو قفل کردیم و ایلین منو با تمام وجود بوسید کیا بهم زنگ زد و گفت ایلین با کوشا دوسته ..............من داشتم می مردم . اخه زن دایی من یعنی مامان ایلین با مامان کوشا در یک جا کار میکنند.تازه کوشا 14 سالشه . بابای ایلین 2سال پیش مرد و ایلین به خاطر این روانی شده بودو دوست پسرای زیادی داشت.مامانش برای کار رفت المان 1 ماه و ایلین پیش مامان بزرگ موند و هرشب تو پارک دم خونشون کوشا رو میدید.خودش به من گفت برای اینکه لهم کنه.بعد هم که پسرعمه و پسرعموشو وارد داستان کرد و مننننننننن وارد این بازی شدم.امروز باهاش بهم زدم و گفتم ازت بدم میاد تو پسربازی و من میرم با دوست دختر سابقبم مریم اونم گفت منم میرم با کیا و همش بهش چسبیده ..............کیا هم معلوم نیست میخواد باهاش چیکار کنه ....
ایلین چرا منو رها کردی
ادامه مطلب رو بخون
برچسب: نویسنده: یزدان تاريخ: پنجشنبه 14 خرداد 1394 ساعت: 23:05
چندوقت پیش رفتیم شمال با ایلین ولی کیا نبود .با مامان و بابا هامون . بعدش اونا صبح رفتند پیاده روی و من رفتم پیش ایلین.مثل عروسک خواب بود.میخواستم بغلش کنم و بگم تو مال منی ...اما بیدار شد . بعد منو بغل کرد و گفت منو بیشتر از کیا دوست داره(درووووووووووووووووغ گفت ) و بعد لب هاشو نزدیک کرد و منو بوسید.بوسه ای که تا عمر دارم فراموشش نمی کنم. بعد رفتیم خلاصه اینم از بوسه ما

برچسب: نویسنده: یزدان تاريخ: پنجشنبه 14 خرداد 1394 ساعت: 22:54
سال پیش دقیقا تیر ماه ، من و ایلین و کیا رفتیم خونه مادربزرگ.....اونا هم رفتن بیرون و فقط ما سه تا موندیم . اون موقع ایلین تازه از دوست پسرش کوشا جدا شده بود.چون کوشا رفته بود با تارا یعنی دوستش توی پارک .بعد همه رفتیم روی تخت و فیلم میدیم ، من رفتم دستشویی و اومدم و دیدم کیا روی ایلین است و انقدر لب هاشون به هم نزدیک بود که داشتن همدیگه رو می بوسیدن.من رفتم و بعد گفتم ایلین بیا کارت دارم.ایلین اومد دستشو کشیدم بردم تو اشپزخانه گفتم منو دوس داری یا کیا رو ؟ گفت هر دو گفتم نمیشه گفت مگه فرقی داره > لب هامو نزدیک گوشش بردم و گفتم اره فرق داره . بعد به دیوار تکیه داد و من دستامو روی دیوار گذاشتم تا نره بعد لب هاشو نزدیک کرد و بعد رفت .............رفت پیش کیا
کیا هم اومد به من گفت تو داری میبازی . من .....من داشتم دیوووووووونه میشدم . ایلین مال منه ؟ یا کیا ؟ اون هنوز عاشق کوشاست . من نمی دونم چه کار کنم.
برچسب: نویسنده: یزدان تاريخ: جمعه 15 خرداد 1394 ساعت: 18:28
من یزدان هستم و 14 سالمه 
من دیوانه وار عاشق دختردایی ام ایلین هستم. من خیلی دوسش دارم ....
نمیدونم اون منو دوس داره یا نه؟
من در شهر سنندج زندگی می کنم .
ایلین خیلی خوشگله..خیلی !پسر عموی من ، یعنی پسر عمه ی ایلین
هم ایلین رو خیلی دوست داره.اسمش کیا است . ما با هم رقابت داریم خیلی
زیاد
همش ایلین رو میخواد .اون 15 سالشه و ایلین 14 سالش.
من خاطرات زیادی دارم که میخوام بگم
برچسب: نویسنده: یزدان تاريخ: پنجشنبه 14 خرداد 1394 ساعت: 22:45